
به گزارش «راهبرد معاصر»؛ عملیات بلندمدت قاچاق نفت به وسیله آمریکا از تنگه هرمز، واشنگتن را در معرض زیان های قابل توجهی قرار خواهد داد و به نظر می آید پرداخت هزینههای ترانزیت برای ایالات متحده و جهان معامله بهتری است.
اگر محاصره هرمز باعث افزایش شدید قیمت نفت شود، آسیب اقتصادی میتواند شدید باشد، به ویژه برای آمریکا
تنگه هرمز باید باز شود، حتی اگر مستلزم اعمال عوارض ترانزیتی از سوی ایران باشد. این نتیجه شکست آمریکا خواهد بود و در این مرحله، گزینه کمضررتر است. وقتی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا تهدید نمیکند که تنگه هرمز را به قلمرو آمریکا تبدیل کند، دولتش خواستار بازگرداندن این تنگه به جایگاه خود به عنوان گذرگاه بینالمللی آزاد برای تأمین نفت جهانی است. رئیس جمهور باید واقعیت را درک کند؛ هیچ یک از این اتفاقات رخ نخواهد داد.
ایران با وجود ماهها بمباران آمریکا توانایی خود را در محدود کردن حرکت تانکرهای نفتی در تنگه هرمز ثابت کرده است، تنگهای که پیش از حمله ترامپ به آن در ماه فوریه، یک پنجم نفت جهان از آن عبور میکرد.
حتی با وجود کمکهای نظامی آمریکا که مهمات را تمام کرد و نیروی دریایی را زیر فشار قرار داد، تنها حدود 5 میلیون بشکه نفت در روز بدون تأیید صریح ایران از تنگه عبور میکرد، در حالی که این رقم قبل از جنگ حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز بود.
عملیات بلندمدت به وسیله آمریکا برای قاچاق نفت از تنگه هرمز، آمریکاییها را در معرض تلفات انسانی قرار میدهد و بار سنگینی را بر دوش مالیاتدهندگان آمریکایی خواهد گذاشت. هزینههای ترانزیت، از منظر مالی برای ایالات متحده و جهان معامله بهتری نسبت به بسته شدن نسبی و طولانی مدت تنگه هرمز است. کمبود عرضه روزانه، که در اوج جنگ به ۱۴ میلیون بشکه رسید، به شدت بر ذخایر جهانی نفت خام و فرآوردههای نفتی تأثیر گذاشته است.
این موضوع به تدریج ذخایری را که قیمت نفت را در دوره قبل از جنگ تنها اندکی بالا نگه میداشتند، کاهش داده است. اگر محاصره هرمز باعث افزایش شدید قیمت نفت شود، آسیب اقتصادی میتواند شدید باشد، به ویژه برای ایالات متحده که اقتصادش بسیار بیشتر از سایر ابرقدرتها مانند روسیه و چین به نفت وابسته است. چقدر هم که عوارض تنگه هرمز برای ایالات متحده و شخص ترامپ شرمآور باشد، مرتبط کردن عبور امن با پول، ایران را تشویق میکند تا به کشتیهای بیشتری اجازه عبور بدهد تا بتواند هزینههای بیشتری دریافت کند. اگر ایران به درآمدهای حاصل از مدیریت تنگه وابستهتر شود، بستن آن در آینده به دلایل سیاسی دشوارتر خواهد شد.
اجازه دادن به ایران برای کنترل تنگه هرمز، سابقه خطرناکی ایجاد و کشورهای همسایه خطوط کشتیرانی کلیدی را تشویق میکند تا کنترل خود را بر آنها اعمال کنند. تاریخ نشان میدهد کسانی که توانایی حفظ امنیت - یا تهدید عواقب آن - را در یک منطقه جغرافیایی دارند، اغلب اقتدار سیاسی و مالیات خود را بر آن منطقه تحمیل میکنند. ایران پیش تر کنترل قابل توجه خود را بر تنگه هرمز نشان داده است.
هیچکدام از اینها برای ایالات متحده ایدهآل نیست. اما هر چه زودتر باید واقعیت جدید را بپذیریم؛ برای مصرفکنندگان، اقتصاد جهانی و ثبات منطقهای بهتر خواهد بود. شاید عواقب ادامه کنترل ایران بر تنگه هرمز، حتی رؤسای جمهور آینده آمریکا (یا ترامپ) را از راهاندازی جنگهای پرخطر و غیرضروری بازدارد.